خلاصه جلسه

شناسنامه خارج از قفسه

موضوع این نشست:
مبانی فلسفی و تربیتی معلم راهنما
 آورده‌های آن برای مدارس ایران


سه‌شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۲، ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰

          توسط: کاربر متن | ۱۰ دقیقه برای مطالعه

در این جلسه، معلمان راهنما و متخصصین آموزشی گرد هم آمده‌اند تا درباره چالش‌ها و راهکارهای ارزیابی عملکرد تربیتی دانش‌آموزان بحث و تبادل نظر کنند. در ادامه، خلاصه ای از مهم‌ترین نکات مطرح شده در این جلسه ارائه می‌شود:
در ارائه‌ای جامع و دقیق، دکتر زهرا مینایی به بررسی تعامل میان سنت و مدرنیته در مدارس اسلامی ایران در دوران پهلوی دوم پرداخت. وی در ابتدا اذعان داشت که دغدغه اصلی پژوهش او نه صرفاً مدارس اسلامی، بلکه جایگاه فرد در تقابل سنت و مدرنیته بوده است. علاقه وی به تفاوت‌های آموزش دولتی و خصوصی، او را به بررسی مدارس اسلامی سوق داد، چرا که این مدارس نقطه تلاقی نهادهای مدرن آموزشی و هویت مذهبی به شمار می‌آمدند. در خلال پژوهش، تصور دوگانه سنت و مدرنیته برای او به چالش کشیده شد و باعث شد که با نگاهی جدید به مسئله بپردازد. در یافته‌های اصلی پژوهش، دکتر مینایی چهار گفتمان تربیتی در مدارس اسلامی را معرفی کرد که هر یک نقش خاصی در شکل‌گیری ساختار آموزشی این مدارس ایفا کرده‌اند. مدارس "جمعیت تعلیمات اسلامی" تمرکز خود را بر تربیت دینداران مروج قرار داده بودند که هدف اصلی آنها گسترش دانش دینی در میان عموم و پرورش کودکانی با زندگی دینی منضبط بود. در مقابل، مدارس "علوی" بر تربیت دینداران کامل تأکید داشتند که پس از شکست دولت مصدق شکل گرفت و هدفش آماده‌سازی نخبگان مذهبی در محیطی محافظت شده بود. مدارس "کمال" به تربیت دینداران عالم پرداختند و در نهایت، مدارس "رفاه" به دنبال پرورش مبارزان نظام‌مند دینی بودند که مأموریت آنها ایجاد تغییرات اجتماعی و حکومتی بود. هر یک از این مدارس، نگرشی متفاوت به علم و دین داشتند: از تسهیل دسترسی به علوم دینی و ارائه تفسیری اخلاقی‌تر از احکام در جمعیت تعلیمات اسلامی، تا بهره‌گیری از فلسفه برای اثبات عقلانی دین در مدرسه علوی، و تلاش برای سازگاری دین با علم در مدرسه کمال، و در نهایت، استفاده از علوم انسانی و الهیات جدید برای نشان دادن ظرفیت دین در برقراری عدالت در مدرسه رفاه. نتایج این پژوهش علاوه بر شناخت بهتر مدارس اسلامی ایران، میتواند به طراحی نظام‌های آموزشی مشابه کمک کند. مدارس می‌توانند با بررسی این رویکردها، بهترین شیوه ترکیب آموزش دینی با ارزش‌های مدرن را بیابند. برای معلمان نیز این پژوهش، دیدگاه‌های جدیدی درباره آموزش دینی و نحوه تلفیق سنت و مدرنیته ارائه می‌دهد. همچنین، این تحقیق نقش مهمی در آگاهی از عوامل اجتماعی و تاریخی مؤثر بر آموزش اسلامی در ایران داردو می‌تواند در تدوین برنامه‌های درسی آینده مفید باشد. با این حال، پژوهش با انتقاداتی نیز روبه‌رو شد. برخی معتقد بودند که ارائه این مدارس به عنوان مسیرهای کاملًا مستقل، واقعیت تاریخی را بیش از حد ساده‌سازی کرده و در عمل، همه مدارس ترکیبی از گرایش‌های مختلف را در بر داشته‌اند. همچنین، عدم توجه کافی به بسترهای سیاسی و تغییرات تدریجی دیدگاه‌های مدارس و افراد حاضر در آنها، یکی دیگر از چالش‌های پژوهش عنوان شد. برای مثال، هرچند مدرسه علوی به‌طور کلی غیرسیاسی محسوب می‌شد، اما برخی از اعضای آن گرایش‌های سیاسی داشتند. همچنین، مدرسه رفاه در ابتدا تحت مدیریت فردی از اعضای سازمان مجاهدین خلق قرار داشت که این مسئله، تفاوت‌هایی را در ساختار فکری آن ایجاد کرده بود. یکی دیگر از نقاط ضعف پژوهش، عدم پرداختن به مسئله جنسیت در مدارس اسلامی بود. در اغلب مدارس، نقش زنان به عنوان پشتیبان نظم پدرسالارانه تعریف شده بود. در جمعیت تعلیمات اسلامی، آموزش دختران به عنوان راهی برای محافظت از آنها در برابر انحرافات اجتماعی تلقی میشد. در برخی مدارس، هدف از آموزش دختران، آماده‌سازی آنها برای ایفای نقش همسر و مادر در کنار مردان تربیت‌یافته این مدارس بود. در مدرسه رفاه، زنان برای ایفای نقش مادران نسل مبارز آموزش می‌دیدند. این پژوهش نشان داد که در اغلب موارد، آموزش دختران وسیله‌ای برای حفظ تفکیک جنسیتی بوده است. تحقیق دکتر مینایی با ارائه دیدگاه‌های متنوع درباره مدارس اسلامی ایران، زمینه‌ای مناسب برای بازنگری در شیوه‌های آموزشی فراهم می‌کند. نقدهای مطرح‌شده نیز نشان‌دهنده پیچیدگی موضوع و نیاز به پژوهش‌های تکمیلی در این زمینه است.​​​​​​

ثبت شود

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

اثربخشی تربیتی

روش‌های کارآمد و مؤثر برای ارتقای اثربخشی تربیتی دانش‌آموزان و بهبود محیط یادگیری

ادامه مطلب
ادامه مطلب

کاهل‌نمازی

راهکارهایی برای مقابله با کاهل‌نمازی و تقویت تعهد دانش‌آموزان به نماز خواندن در ساعات حضور در مدرسه